12 نکته مهم از انتها فصل سوم خاندان اژدها که احتمالا نمی دانید

به گزارش کالارنا، قسمت پایانی فصل سوم خاندان اژدها (House of the Dragon) با عنوان خیانت های تامبلتون (The Treasons at Tumbleton) یکی از مهم ترین قسمت های این فصل بود؛ قسمتی که هم نبردهای سنگینی داشت، هم چند حقیقت مهم را درباره شخصیت ها و آینده داستان آشکار کرد و هم سرنوشت دردناکی را برای برخی از شخصیت های اصلی رقم زد. با این حال، همه نکات مهم این قسمت در صحنه های بزرگ و اتفاقات پرسر و صدا خلاصه نمی شوند.

12 نکته مهم از انتها فصل سوم خاندان اژدها که احتمالا نمی دانید

در میان نبردها و لحظات سرنوشت ساز، جزئیات ظریف و نشانه های زیادی هم وجود داشت که ممکن است هنگام تماشای قسمت از چشم مخاطب دور مانده باشد. بسیاری از این جزئیات به آینده جنگ پایکوبی اژدهایان اشاره می نمایند و برخی دیگر، سرنوشت شخصیت هایی مانند هلینا، ایموند و رینیرا را روشن تر می سازند.

در ادامه 12 نکته و جزئیاتی را آنالیز می کنیم که احتمالا در قسمت سرانجامی فصل سوم خاندان اژدها متوجه آنها نشده اید.

خواندنی ها

شجره نامه خاندان تارگرین؛ همه اعضای خاندان اژدها از فاتح وستروس تا دنریس

1. تغییر نهایی تیتراژ و سوختن تابلوی بافته شده

تیتراژ آغازین خاندان اژدها در طول فصل سوم چند بار تغییر نموده و تصاویر تازه ای به آن اضافه شده است. در قسمت سرانجامی نیز چند تصویر نو به تابلوی پارچه ای تیتراژ اضافه می گردد؛ از جمله نیروهای موتون که در حال سوختن هستند، اگون با چهره ای آسیب دیده در برابر سان فایر و خود این اژدها که مشغول شعله ور کردن آتش است.

تصویر اگون در برابر سان فایر شباهت زیادی به تصویر رینیرا در برابر سایرکس در تیتراژهای قبلی دارد. این شباهت را می توان نشانه ای از تقابل دو مدعی اصلی تاج وتخت دانست؛ دو شخصیتی که جنگ داخلی خاندان تارگرین را به نقطه ای بی سابقه رسانده اند.

اما مهم ترین تغییر، سرنوشت خود تابلوی پارچه ای است. برای نخستین بار، این تابلو کاملا در آتش می سوزد. در قسمت های قبلی، پارچه بیشتر با خون و تصاویر تازه تغییر می کرد، اما حالا شعله های آتش آن را در بر می گیرند. این اتفاق می تواند نمادی از رسیدن جنگ به ویرانگرترین مرحله خود و نزدیک شدن سرانجام دوران خاندان تارگرین و اژدهایان آنها باشد.

از سوی دیگر، سوزن دوزی های هلینا در طول فصل سوم نقش مهمی در نمایش پیش گویی های او داشتند. حالا که هلینا در این قسمت می میرد، سوختن تابلوی پارچه ای را می توان نمادی از سرانجام سوزن دوزی های او و سرانجام مسیر این شخصیت دانست.

خواندنی ها

تاریخ در دل وستروس؛ زنان واقعی پشت شخصیت های خاندان اژدها

2. چرا اورموند اصرار داشت دیرون شوالیه گردد؟

یکی از صحنه های قابل توجه قسمت سرانجامی، مراسم غیرمعمول شوالیه شدن دیرون است. اورموند های تاور اصرار دارد که دیرون پیش از آن که به مقام پادشاهی برسد، شوالیه گردد. این در حالی است که در وستروس، شوالیه شدن پیش شرط پادشاه شدن نیست و شخصیت هایی مانند ویسریس و اگون نیز پیش از رسیدن به تاج وتخت چنین عنوانی نداشتند. پس چرا اورموند چنین اصراری دارد؟

او حتی متن ویژه ای برای سوگند دیرون آماده می نماید و از او می خواهد سوگند یاد کند که از فرماندهان و لرد خود اطاعت کند و در صورت احتیاج، شجاعانه به جنگ برود. بنابراین این مراسم بیشتر از آن که یک تشریفات ساده یا نشانه احترام باشد، راهی برای قرار دادن دیرون زیر فرمان اورموند است.

اورموند با این کار می تواند کنترل بیشتری بر این شاهزاده جوان داشته باشد و از دیرون و اژدهایش، تساریون، برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. به عبارت دیگر، شوالیه شدن دیرون بخشی از یک نقشه سیاسی بزرگ تر است.

3. چرا اورموند لقب جسور را به دیرون می دهد؟

در کتاب آتش و خون (Fire & Blood)، دیرون به علت شجاعت و عملکردش در میدان نبرد لقب جسور را به دست می آورد. اما در سریال، او هنوز وارد میدان جنگ نشده است. بنابراین اعطای این لقب در این مرحله معنای متفاوتی دارد.

اورموند در واقع کوشش می نماید پیش از آن که دیرون فرصت اثبات شجاعت خود را پیدا کند، تصویری عمومی از او بسازد. او می خواهد این شاهزاده را به عنوان یک جنگجوی شجاع و مدعی جدی تاج وتخت به مردم معرفی کند.

حتی قرار است سکه هایی با تصویر دیرون ضرب گردد تا جایگاه او در میان مردم مرکز تقویت گردد. به این ترتیب، دیرون از یک شاهزاده فراموش شده و فرزند چهارم خانواده، به چهره ای تبدیل می گردد که می تواند در آینده در برابر اگون و رینیرا قرار بگیرد.

4. کابوس ایموند و بازگشت خاطره گناه

یکی از جزئیات مهم قسمت سرانجامی در خواب ایموند دیده می گردد. در این کابوس، جملاتی آشنا میان شخصیت ها ردوبدل می گردد: یادت می آید؟ و در پاسخ، هیچ چیز یادم نیست.

این جملات دقیقا به دیالوگ های قسمت ششم فصل دوم برمی گردند؛ زمانی که ایموند بر بالین اگون مجروح حاضر شد و می خواست بفهمد آیا برادرش چیزی از حمله او به یاد دارد یا نه.

بازگشت این دیالوگ ها در خواب ایموند نشان می دهد که او با وجود ظاهر خشن و بی رحمش، نتوانسته از اتفاقی که برای برادرش رقم زده رها گردد. کوشش او برای کشتن اگون همچنان بخشی از ذهنش را درگیر نموده و این خاطره حتی هنگام خواب نیز دست از سر او برنمی دارد.

این صحنه در واقع جنبه دیگری از شخصیت ایموند را نشان می دهد؛ شخصیتی که در ظاهر خود را شکست ناپذیر نشان می دهد، اما در درون همچنان با عواقب تصمیم هایش دست وپنجه نرم می نماید.

خواندنی ها

راهنمای بازیگران و شخصیت های سریال خاندان اژدها

5. آلیس ریورز و راز هویت واقعی او

مصاحبهی آلیس ریورز و ایموند نیز اطلاعات مهمی درباره گذشته این شخصیت ارائه می دهد. صحبت های آلیس نشان می دهد که او احتمالا چیزی فراتر از یک درمانگر معمولی است و گذشته ای بسیار قدیمی و پیچیده دارد.

بر اساس گفته های خودش، آلیس همسر سابق هارن سیاه، سازنده هارن هال، بوده و بیش از یک قرن عمر دارد. او شرح می دهد که پس از سوزانده شدن قلعه به وسیله اگون فاتح، پسرش با وجود سوختگی شدید زنده ماند. آلیس برای نجات او به نیروهای باستانی جنگل متوسل شد، اما نتیجه آن چیزی نبود که انتظار داشت.

این کار در نهایت باعث نفرین شدن خود آلیس و پیوند ابدی او با هارن هال شد. همین گذشته می تواند شرحی برای توانایی عجیب او در درمان و بعلاوه ارتباطش با نیروهای ماورایی موجود در هارن هال باشد.

6. معنای صحبت های هلینا درباره یک سوسک

در یکی از صحنه های آرام تر این قسمت، رینیرا کوشش می نماید هلینا را به غذا خوردن تشویق کند. هلینا در پاسخ درباره یک سوسک رنگارنگ صحبت می نماید؛ موجود کوچکی که از فضولات سایر موجودات تغذیه می نماید.

این حرف در ظاهر بی اهمیت به نظر می رسد، اما در فضای داستان خاندان اژدها معنای بیشتری پیدا می نماید. کمی قبل تر، هلینا از رینیرا پرسیده بود که آیا زندگی فقط به معنای زنده بودن است یا نه.

سوسکی که از موجودات دیگر تغذیه می نماید، می تواند نمادی از مردم عادی و بی گناهی باشد که در میان جنگ قدرت حاکمان گرفتار شده اند. فرمانروایان و خاندان های قدرتمند برای رسیدن به تاج وتخت، زندگی مردم را نادیده می گیرند، در حالی که هلینا زیبایی و اهمیت را در موجودی کوچک و آسیب پذیر می بیند.

7. چرا رینیرا میساریا را تبعید کرد؟

تصمیم رینیرا برای کنار گذاشتن میساریا در نگاه اول ممکن است نشانه ای از بی اعتمادی یا حتی خیانت به نظر برسد، اما علت اصلی آن بیشتر به عملکرد میساریا به عنوان رئیس جاسوسان مربوط می گردد.

مهم ترین اطلاعات جنگ، یعنی زنده بودن اگون و سان فایر، از چشم شبکه جاسوسی رینیرا دور مانده بود و رینیرا این خبر را از استاد اوروایل دریافت کرد. زنده ماندن اگون اهمیت زیادی داشت، زیرا حضور او می توانست جایگاه سبزها را هم از نظر سیاسی و هم از نظر مذهبی تقویت کند.

این نخستین بار نبود که میساریا در به دست آوردن اطلاعات حیاتی ناکام می ماند. بنابراین تصمیم رینیرا بیشتر از آن که یک مجازات مستقیم باشد، نتیجه این بود که میساریا نتوانسته بود وظیفه اصلی خود را به درستی انجام دهد.

8. تحقق پیش گویی هلینا در حیاط قلعه

یکی دیگر از جزئیات مهم قسمت سرانجامی به پیش گویی های هلینا مربوط می گردد. او پس از خروج از جنگل خدایان با صحنه ای روبه رو می گردد که شباهت زیادی به یکی از تصاویر دیده شده در خواب هایش دارد.

هلینا اسبی خاکستری را می بیند که به کالسکه ای حامل وسایل میساریا بسته شده است. این تصویر دقیقا با چیزی که پیش تر در خواب دیده بود مطابقت دارد.

در فرهنگ وستروس، اسب خاکستری معمولا با مرگ و اتفاقات شوم ارتباط دارد. بنابراین تماشا این اسب برای هلینا تنها یک اتفاق معمولی نیست. او در این لحظه متوجه می گردد که پیش گویی هایی که دیده، یکی پس از دیگری در حال تحقق هستند و مرگ خودش نیز بیش از پیش به او نزدیک شده است.

9. سخنرانی رینیرا و تغییر نگاه او به مشروعیت حکومتش

سخنرانی رینیرا در سپت اعظم یکی از صحنه های مهم قسمت سرانجامی است، زیرا نشان می دهد زنده ماندن اگون تا چه مقدار او را تحت فشار قرار داده است.

رینیرا در ابتدا بر انتخاب شدن خود به وسیله ویسریس و حق قانونی اش برای رسیدن به تاج وتخت تاکید می نماید. اما هرچه صحبت هایش پیش می رود، استدلال او از قانون و جانشینی به سمت پیش گویی و رویای اگون فاتح تغییر می نماید.

وقتی رینیرا متوجه می گردد اگون هنوز زنده است و سپتون اعظم نیز حاضر نیست او را به عنوان پادشاه تایید و تاج گذاری کند، درمی یابد که استدلال های قانونی به تنهایی دیگر برایش کافی نیستند. به همین علت، حکومت خود را با یک رسالت الهی پیوند می دهد و خود را موعود معرفی می نماید. او با این کار کوشش می نماید مشروعیت خود را در برابر باور مردم به زنده ماندن اگون و اتفاقات غیرعادی پیرامون او حفظ کند.

خواندنی ها

10 سریال برتر شبیه به خاندان اژدها که نباید از دست بدهید

10. حضور جافری در سپت اعظم چه معنایی داشت؟

حضور پرنس جافری ولاریون در کنار رینیرا در سپت اعظم نیز تنها یک حضور ساده خانوادگی نبود و جنبه سیاسی داشت. جافری با تاجی بر سر و لباسی مناسب در کنار مادرش در برابر مردم حاضر شد.

رینیرا از اشتباهات ویسریس درس گرفته است. ویسریس تصور می کرد صرفا معرفی یک وارث برای حفظ جایگاه او کافی است، اما رینیرا می داند که در شرایط جنگ و بحران، باید وارث خود را به شکل عمومی به مردم نشان دهد.

معرفی جافری در واقع پیامی برای مردم بود که نشان دهد حکومت رینیرا فقط به شخص او محدود نمی گردد و جانشینی او نیز از پیش معین شده است. به این ترتیب، رینیرا کوشش می نماید آینده سلسله خود را نیز در برابر مردم تضمین کند.

11. خیانت های تامبلتون به چه خیانت هایی اشاره دارد؟

عنوان قسمت به یک خیانت معین محدود نمی گردد و به چند خیانت همزمان اشاره دارد. یکی از مهم ترین آنها خیانت اولف سفید است؛ شخصیتی که ابتدا به رینیرا پشت می نماید و سپس به هر دو طرف حمله می نماید.

هیو همر نیز برای نجات همسرش موقعیت خود را ترک می نماید و به نوعی از وظیفه ای که بر عهده داشته فاصله می گیرد. در سوی دیگر، گوین و دیرون به صورت مخفیانه با کورلیس وارد مذاکره می شوند.

کورلیس در جریان این مصاحبه پیشنهاد ازدواج دیرون با رینا را مطرح می نماید؛ پیشنهادی که دیمون آن را خیانت می داند و در نهایت باعث زندانی شدن کورلیس می گردد.

اما شاید تلخ ترین خیانت، سرنوشتی باشد که برای مردم عادی تامبلتون رقم می خورد. آنها که نقشی در جنگ قدرت خاندان های بزرگ ندارند، در نهایت قربانی تصمیم های حاکمان خود می شوند و بیشترین هزینه را برای این جنگ پرداخت می نمایند.

12. آخرین سوزن دوزی هلینا و تصویری از آینده

در لحظات سرانجامی قسمت، رینیرا تابلوی سوزن دوزی هلینا را در کنار پنجره پیدا می نماید. روی این تابلو دو تصویر مهم دیده می گردد که هر دو می توانند سرنخ هایی درباره آینده داستان باشند.

تصویر نخست، سقوط هلینا از برج را نشان می دهد. این تصویر می تواند تاییدی بر این باشد که هلینا پیش از مرگش از سرنوشت خود خبر داشته و سقوطش را در پیش گویی هایش دیده بود.

تصویر دوم، رینیرا را نشان می دهد که روی تخت آهنین نشسته و شمشیری در دست دارد. در اطراف او شعله های آتش، یک اژدهای سبز را در بر گرفته اند و نخ های سرخ رنگی که یادآور خون هستند، از تاج تا پایه های تخت جاری شده اند.

این تصویر می تواند پیش درآمدی برای سرانجام دردناک حکومت رینیرا باشد یا به نوعی به آسیب تماشا او در ارتباط با خود تخت آهنین اشاره کند. در هر صورت، سوزن دوزی هلینا بار دیگر نشان می دهد که پیش گویی های او تنها تصاویری پراکنده نیستند و می توانند سرنخ هایی از اتفاقات آینده داستان باشند.

با سرانجام فصل سوم، اعلام شده است که فصل چهارم و سرانجامی خاندان اژدها برای پخش در سال 2028 برنامه ریزی شده است. بنابراین بسیاری از نشانه ها و پیش گویی هایی که در این فصل دیده ایم، احتمالا در فصل سرانجامی معنای کامل تری پیدا خواهند کرد.

منبع: Winter is Coming

منبع: دیجیکالا مگ
انتشار: 7 شهریور 1405 بروزرسانی: 7 شهریور 1405 گردآورنده: kalarena.com شناسه مطلب: 2733

به "12 نکته مهم از انتها فصل سوم خاندان اژدها که احتمالا نمی دانید" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "12 نکته مهم از انتها فصل سوم خاندان اژدها که احتمالا نمی دانید"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید